از بزرگي پرسيدند: دين چيست؟ گفت دين چيزي نيست جز محبت... اما ما چقدر اين محبت را لمس كرده ايم؟ چه تصويري از خداوند داريم؟ اگر در اين دنياي غفلت برانگيز، به يكنفر بگوييم "خداوند مهربان است و عاشق" آيا اين جمله به باورش در مي آيد؟ هرگز. از قديم الايام آنقدر تصاوير خشني از خداوند برايمان ساخته اند و راجع به او دروغ گفته اند كه قبول اين همه محبت و دوستي و نزديكي بي حد، برايمان غير قابل تصور شده است. اما خداوند مانند کودکان به آسانی و بدون شرط و معامله “عشق میورزد و ابراز محبت میکند”. اين مهربان و بخشنده “بدون چشمداشت” محبت میکند. محبتي كه همچون خودش جنسي ناب دارد و آنقدر كيمياست كه بايد به كشف درآيد. يكي از بزرگترين تعاليم استاد رام الله يادآوري اين محبت و عشق خداوند براي شاگردان بود. او تصوير محو شده ي خداوند رحمن و رحيم را براي آنها زنده كرد. آيا مي دانيد بزرگترين تعليم خداوند در لوح محفوظ و كهن قرآن چيست ؟ همان تعليمي كه از چشم اكثر آدمها دور مانده است. پيامي كه حبيب الله، رسول خدا بعد از لا اله الا الله به بشر رساند "بسم الله الرحمن الرحيم" است.
اين پيام اصلي ترين پيام اسلام است اما ناشناخته ترين وجه آن!! كه بدون شناخت اين جمله هيچ شناخت صحيحي از اسلام و قرآن بدست نخواهد آمد. كتابي كه تقريبا همه سوره هايش با بسم الله الرحمن الرحيم شروع مي شود به وضوح اين پيام را مي رساند كه محتوا و جهت اصلي اين دين محبت و بخشندگي است...
آيا تا بحال فكر كرده ايد كه چرا سوره هاي قرآن با جمله ديگري، آغاز نشده است؟؟مثلا چرا بنام خداوند انتقام گيرنده، بنام خداوند متكبر، و بنام خداوند عادل شروع نشده است؟ همين موضوع نشانگر اينست كه خدايي كه در دل آيات قرآن نهفته است در اول و آخر مهربان و بخشنده است... و صفات ديگر او نيزوجوهي از همان محبت بي پايان اش مي باشد...
تنها برداشت اشتباهي كه ممكن در اينجا رخ دهد اينست كه گمان كنيم رحمن و رحيم مجازات نمي كند!! آيا پدر و مادري كه فرزند خود را دوست دارند، اين محبت را هميشه به يك شيوه به او نشان مي دهند؟ گاهي به او مستقيم محبت مي كنند و مثلا به او هديه مي دهند اما گاهي لازم است اين مهرباني شكل ديگري به خود بگيرد. وقتي آنها مي بينند كه فرزندشان در معرض خطر قرار دارد، ديگر نمي توانند با او خيلي نرم رفتار كنند و ناچارند براي رهايي او از خطر، بخاطر خودش، بخاطر محبتي كه به او دارند با سياست و اگر نشد، با قدرت با او رفتار كنند. اين قدرت اما خشونت نيست. اين عين محبت است.
مثل طبيب بسيار مهرباني كه مي خواهد غده ي كشنده را از بدن بيمار خود بيرون بياورد. او به جراحي متوسل مي شود. اما اين جراحي، اين عذاب كشيدن و رنج بردن، چيزي جز محبت نيست.
پس خداي قهار همان خداي رحمان است. قهر او همان مهر اوست. سيلي او نوازش هاي عاشقانه اوست. تلاش عاشق است براي نجات معشوق. براي بيدار كردن او و بيرون آوردن اش از خواب مرگ و غفلت...
خدايي كه اسلام از او نام مي برد عاشق است و مهربان. پس آنها كه او را خشن جلوه مي دهند از اسلام به دورند. آنهايي كه خود مهربان نيستند خدا را نمي فهمند و اسلام را نمي فهمند. چرا كه همجنس همجنس مي طلبد. كسي كه عاشق نيست اين خداي عاشق را نمي فهمد... وقتي مي گويي به نام خداوند بخشنده و مهربان نمي تواني با نفرت و بدي عمل كني. اگر تو خداي مهربان را بپرستي، پس تو هم مهرباني... چون انسان شبيه هماني مي شود كه آن را مي پرستد و تسليم اوست. اگر خداي تو رحمن و رحيم است و اگر تو واقعا چنين خدايي را مي پرستي، پس تو هم بايد رحمان و رحيم باشي. مشت نمونه خروار است و قطره مي تواند از آسمان خبر دهد. اگر تو مهرباني پس معلوم است كه خدايي هم كه تو مي پرستي مهربان است" (برگرفته از سخنان ايليا ميم رام الله)