دوستان عزیز
در این وبلاگ قصدمان بر آن بوده است که تعالیم استاد عزیزمان را به گوش همگان برسانیم. تعالیمی که در آن چیزی جز خدا خواهی و خداپرستی و خداشناسی به چشم نمی خورد، تعالیمی که برخی با تحریف آن سعی بر وارونه جلوه دادن حقیقت دارند، تعالیمی که اگر نیک بیندیشیم، خود گواه و گویای همه چیز است و هیچ برچسب و اتهامی را بر نمی تابد.... اما آنان که کوردلند، آنانکه بر باطل استوارند و تاب تحمل حقیقت را ندارند، آنانکه نسبت به بیداری دلها توسط کلام حقیقت تنگ نظرند و همانانکه نمونه هایشان در تاریخ بسیار بوده است.... و همواره شمشیر زهر آگین توهین ها و تهمت هایشان برروی حق کشیده شده است، و نیزآنان که نفاقشان در نهایت رسوایشان خواهد کرد؛ بر آن شدند که با انواع تهمت ها و بر چسب ها به تحریف کلام استاد و تعالیمشان پرداخته و چهره ی ایشان و شاگردانشان را در اذهان تخریب کنند؛ بی خبر از آنکه هر چند حقیقت برای مدتی هم از انظار پنهان بماند، اما باطل را یارای خدشه دار کردن آن نخواهد بود...
که جاء الحق و زهق الباطل ....
اما چرا از تعالیم گفتیم؟؟ با خود می اندیشیدم.... عجب اتهامی را به استادمان وارد آورده اند!!! کتاب جریان هدایت الهی!!!! همه ما می دانیم این کتاب مجموعه تعالیمی است که استاد رام الله در سن بیست و سه سالگی ایراد فرمودند و توسط شاگردانشان در سال 1377 به چاپ رسیده است. این کتاب یکی از اتهاماتی است که استاد را به خاطرش در زندان نگهداشتند و به جرم آن{!} ایشان را تحت شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار دادند... و به ایشان فشار آوردند که به بدعت گذاری در دین اعتراف کنند! آنهم با این کتاب که اگر بخواهیم همه ی تعالیم آن را دریک جمله خلاصه کنیم ؛ می رسیم به "لا اله الا هو"!
کتابی که تعالیم آن بنا بر مستندات ، هزاران هزار نفر را از غفلت و کفر و کژروی و انحراف و حتی از شیطان پرستی ، به سوی خدا پرستی و خدا خواهی و خدا شناسی و تسلیم در برابر الله رهنمون کرده است و نور ایمان را در دلهایشان زنده ساخته است. کتابی که محک درستی آن و معیار حقانیتش، قرآن است...
آری جرم بزرگی است .... جرم حقیقت گویی، خدا خواهی، بازگردانیدن دلها و توجهات به الله... و این است جرم استادمان!!! و جرم آنانکه پیرو کلام خداگرایانه این استاد و معلم الهی اند....منتها با برچسب و دست آویز"بدعت گذاری" و "فرقه گرایی"!!! از خداگفتن، دعوت به عمل به قرآن ، کلام خدا، تسلیم خدا بودن، اطاعت از فرامین الهی، خدمتگزار حقیقی خدا بودن و.... اینها جوهره ی تعالیم استاد است و چه ساده انگارانه به تعالیمی که در آن همه ی توجهات به الله داده می شود برچسب فرقه گرایی می زنند!!!
اما چقدر درد آور است...در مملکتی که پرچمش حامل لفظ مقدس الله است و مردمش به خاطر اجرای احکام اسلام به پا خاستند، اسلامی که بر خوردش حتی با دشمنان و اسرای جنگی مدارا و محبت است، اسلامی که پیروانش خود را شیعه ی کسی می دانند که با یک نصرانی در محکمه مساوی و برابر بود، کسی که به خاطر عدالتش در محراب کشته شد و وصیت او برای اجرای حکم قصاص، یک ضربه در برابر یک ضربه بود.....
در مملکتی که رهبر انقلابش ، اجرای عدالت و برابری را فریاد می زند، عده ای منافق به نام اسلام ، و با عملکرد ضد اسلامی تیشه به ریشه ی آن می زنند. در اسلام حتی اگر مجرمی جرمش ثابت شود، شکنجه ، اعتراف گیری ، شستشوی مغزی، تزریق دارو و دیگر روشهای شیطانی و غیر انسانی جایی ندارد ..... این نیست آن اسلامی که محمد(ص) از آن سخن گفت.... حال در این زمان و در چنین مملکتی که مرکز توجه جهانیان است، به استادی که زندگی اش را وقف انتشار تعالیم الهی کرده است، اندیشمند و متفکری که تمام فعالیت هایش در جهت باروری قدرت فکر و اندیشه انسان ها و آگاهی شان بوده است، اتهامات این چنین بی اساس وارد می کنند.... و با وجود مستدل نبودن و محکمه پسند نبودن آنها به خودشان اجازه می دهند که استاد و معلم عده ی کثیری از رهپویان حقیقت را در بند انفرادی اوین شکنجه کنند!!! آیا این اقدامات جز دشمنی آشکار علیه وجهه ی اسلامی نظام مان است؟؟؟ و بعد از چندی که با وجود فشار ها و تهدیدات ، راه به جایی نبرده اند....با قید وثیقه ایشان را از آن زندان به زندانی دیگر منتها با برچسب آزادی منتقل کرده اند.... بله ایشان اکنون در حصر خانگی و تحت شدید ترین تدابیر امنیتی به سر می برند!!! و حتی اجازه حضور دوباره در جمع شاگردانشان را ندارند.... و همواره تهدید می شوند!!! چه کسی پاسخگوی این بی عدالتی است...؟؟؟ ببینید که دشمنان این نظام چگونه در لباس دوست برای از بین بردن دوستان و دلسوزان دین خنجر تیز می کنند!!!!
....
از تعالیم گفتم ...درد دل به اینجا کشید.....
رسالتی که اکنون بر دوش تک تک ماست این است که تعالیمی را که زندگی مان را دیگرگون کرده و ما را به حقیقت خویش که تسلیم پروردگار یکتا بودن است رسانیده.... به گوش همگان برسانیم..... به خاطر همین تعالیم و خداگرایی است که استاد مان ، چنین از خود گذشتگی کرده اند... پس بیدار شدگان...! وظیفه ای جز بیدار ساختن ندارید.... بیایید براستی به سوی خدا، آن قادر متعال، و آن یگانه که همواره یاری کننده مان است بازگردیم و باز گردانیم....
یقینا باطل راه به جایی نخواهد برد وحق پیروز است...
